تو گل شمعدانیه منی

تمام تو

شمیم نا تمام شمعدانی هاست؛

پرنده ای که روی شاخه آواز می خواند ؛

شبی که خود را به صبح می سپارد …

تمام من

سراپا چشم شده

محو تماشای تو…

فاطمه جعفری

__________________

پ.ن

۱- یک سال پیش در چنین روزی من عاشقانه ترین تصمیم زندگیم رو گرفتم .

۲- امسال در چنین روزی برادرم همراه خانواده اش به آلمان مهاجرت کردند … ( آرتین بلاخره درس حسابی نگفت عمه! و رفت )

فاطمه جعفری

۳شهریور هشتادو۹

بدون شرح!

رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی

انوری

___________________________________________________________________

فاطمه جعفری

بعد از ۱۴ روز سکوت و مشغول زدگی !!!

۳۱ مرداد ۸۹

لاسرتای سبز

۵شنبه و جمعه رو برنامه ی ماسوله قلعه رودخان بودم، اولا که جای همتون خالی ، دوما که عجب جایی بود!

شب تو ماسوله خونه محلی گرفتیم، دخترا یه ور ، پسرا یه ور، کاملا اسلامی . داشتیم واسه خواب آماده می شدیم که یهو صدای فریادها و مویه های جانگدازی از اتاق آقایون به گوش رسید، دوون دوون رفتم سمت اتاقشون، قبل از اینکه به در ورودی برسم ، در باز شد و تنی چند از آقایون گیس­کنان و جامه­دران از اتاق زدن بیرون! با فریادی که تو صدای عربده های اوشون گم می شد پرسیدم: چی شده؟!

چن تن با هم فریاد زدن که مارمولک!

گفتم : اِ ساکت باشین مردم خوابن. کووووووووو؟

یه پسر بچه ی ۱۲ ساله ای هم باهامون بود اونو نشون دادن، دیدم یارو اسپری حشره کش  رو نشونه گرفته رو مارمولک بدبخت و انقد اسپری افشانی کرده روش که زمین زیرش خیس بود! مارمولک بدبخت هم به شکل جانگدازی چسبیده بود به زمین!!!!

آخــــــــــــــــــــــــی طفلی ! یه بچه لاسرتای سبز بود، انقد ناراحت شدم که نگو، مارمولک رو از زمین برداشتمو بردم زیر شیر آب شستم! طفلی بچه ام یه تکونی به خودش داد، درک می کردم چقدر باید الان ترسیده باشه … خدا رو شکر نمرده بود. آوردنش تو جمعیت و معرفیش کردم، از خصوصیاتش گفتم و به همه نشونش دادم … یکی بهم گفت مادر فولاد زره!

ولی خدایی یه تغییری تو تفکرمون بدیم بد نیست، واقعا چرا هر موجود زنده ای که اطرافمون می بینیم از دست ما یه آسیبی میبینه؟ بابا به خدا هیچ مارمولکی تو ایران وجود نداره که سمی باشه، این موجودات کوچولو و فرز خیلی هم برای کنترل جمعیت حشرات مفید هستن، چرا هر جا که اینا رو می بینیم می کشیمشون … باعث تاسفه . بهتر نگاهشون کنیم این موجودات خیلی هم زیبا هستن …

………

لینک کمکی برای شناخت لاسرتای سبز

http://www.irandeserts.com/articles/888.htm

فاطمه جعفری

۱۷ مرداد ۸۹

هفت تایی

خیال حوصله بحر مـــــــی‌پزد هیــــــهات
چه‌هاست در سر این قطره محال‌اندیش
«حافظ»

هر کسی تو دنیای خودش زندگی می کنه مگه نه؟ با تمام خوبی ها، بدی ها، ترس ها، عشق ها و … چه خوبه که دنیایی که خودمون می سازیمش، آسون و پر از عشق و خنده باشه …

می می‌کشیم و خنده‌ی مستانه می‌زنیم
با این دو روزه‌ی عمر چه‌ها می‌کنیم ما
«صائب تبریزی»

چن وقت پیشا طی همون مسافرتی که در پست پایین ذکر خیرش شد رفتیم دریا. خلاصه اینکه خاطرات شمال محاله یادم بره! من کلا زیاد دوس ندارم برم تو آب دریا، شاید به خاطر شرایط خاص ایران . خوب با لباس و طرح سالم سازی و نبود امکانات بهداشتی و اینا خیلی مناسب نیست ،خلاصه … اما این سری دست جمعی زدیم به دل دریا ! تا دلتون بخواد آب بازی کردیم! تا دلتون هم بخواد سوختمو آب رفت تو چش و گوش و حلقم. اما آآآآآآآآآآآآآی کیف داد!

کاش می شد سه چیز را از کودکان یاد بگیریم: بی دلیل شاد بودن و پای کوبیدن،همیشه سرگرم کار بودن و بیهوده ننشستن، حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فریاد زدن…

«نمی دونم از کی»

همـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش خواب بد می بینــــــــــــــــــــــم، خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایا … روانکاو خوب سراغ ندارید؟

نمی‌دانم که دردم را سبب چیست؟
همی دانم که درمانم تویی بس
«اوحدی مراغه‌ای»

……………………………

پی نوشت

اندر احوالات فاطمه جعفری پردستی

برادر زاده ام بلاخره به من گفت عمه! اون هم به شکل بسیار نافهم و کج و کوله ای ! بصورته آنه!!!!

البته از دایی که بهتره!

فاطمه جعفری

۱۱مرداد هشتادو۹

سه نقطه

یه جور خوبی تو فضام !

کارم رو عوض کردم، الان تو آژانس مسافرتی هستم، تو بخش تورهای طبیعت گردی! برگشتم به جاده ی خودم، امیدوارم به هدفم نزدیکتر شده باشم…

مثل شروع هر کار تازه ای، احساس معلق بودن دارم اما ته دلم همش قند آب می شه انگار .

محل کار جدیدم رو یه جورایی خیلی دوس دارم، گرچه به ایده آلیه کار قبلم نیست اما شلوغی و اکتیویش رو دوس دارم. وقتی آدم امیدواره خیلی همه چی خووووووووووووووووووبه .

از وسط هفته که می رم مسافرت اما به زودی میام و می نویسم .

با آرزوی لحظاتی خوش

فاطمه جعفری

۳ مرداد هشتادو۹

« مطلب قبلی