سکوتم را به کلمات ببخش
دهانم را بخار گرفته
حرف که بزنم
هوا شرجی میشود …
____________________________
دلم گرفته
دیشب هم گرفته بود
فکر می کردم وقتی بخوابم یادم می ره که دلم گرفته، اما نرفت
متاسفانه زندگی ما سرشار از متاسفانه هاست
من اینجا دارم علیه تفکراتی که باعث شد برده داری باب بشه می جنگم!!! علیه تفکراتی که انگشت اشاره اش رو گرفته به سمت من و می گه تو از ما کمتری! چون ما اندکی پولدارتریم، چون ما طلاق نگرفتیم، چون ما کارمند بودیم ، چون … نمی دونم
همش به خودم می گم بزرگ باش
ببخش
بزرگ باش
ببخش
بزرگ باش
ببخش
ببخش
ببخش
ببخش
ببخش
ببخش
شاید از بخت یاری ماست …
فاطمه جعفری
۳۰خرداد۹۰


خرداد ۳۱م, ۱۳۹۰ در ۱۳:۱۳
“دانه پنهان کن به کلی دام شو”
[پاسخ]
خرداد ۳۱م, ۱۳۹۰ در ۱۳:۱۵
خانم چه عجب افتخار دادید و دنیای وب را روشن کردید.
……………
خوشحالم که هستی حتی اگه دلت گرفته باشه و حتی اگه عبوس باشی!! که نیستی .
[پاسخ]
خرداد ۳۱م, ۱۳۹۰ در ۱۸:۲۳
به آدم حس آرامش میده انشالله همیشه موفق باشی
[پاسخ]
تیر ۱م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۴۲
رسیدن به خیر!!!؟
در این مدت یا اتفاقاتی افتاده که ما بی خبریم یا یه تجره ای داشتین که شما را به فیلسوف شدن سوق داده! … با همه وجود بازگشت غیور مردانه تان را به دنیای وبلاگ نویسی تبریک می گوییم. … از طرف وبلاگ نویسان
… پایتخت سمبل و نماد تبعیض و ستم به سایر ملل ساکن در ایران است. نمادی که حقوق انسانی و رفاهی ایشان را با ولع تمام می خورد و آسایش روانی و زندگی انها را نشانه رفته است. پایتختی که خودخواهی هایش همه را کلافه کرده … بالاتر هم که رفتم دیدم گندی که از انجا بر می خیزد از هیچ جای زمین بلند نمی شود … از بیگانگان نه از همین امید و صدرا بپرس …
[پاسخ]
تیر ۲م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۳
چله نشیتی بی اثرنیوده -خام بدم pخته شدم سوختم !
گاهی سکوت خدارا همنشین خانه دل می کند…..
قدمت مبارک شریف فکور….
[پاسخ]
تیر ۲م, ۱۳۹۰ در ۱۸:۵۲
سلام فاطمه خانم چه عجب ….
هر روز به بهانه نوشته ایی تازه سرک میکشیدم ولی…
در هر صورت درد دل زیبایی بود
شما بزرگ هستی احتیاجی به گفتن نیست
[پاسخ]
تیر ۴م, ۱۳۹۰ در ۱۸:۱۵
سلام عزیزم
چه خوب که نوشتی….
چه خوب که هستی… هرچند که تلخ بنویسی.
[پاسخ]
تیر ۱۵م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۴۳
از بخت یاری ماست که آن چه می خواهیم یا به دست نمی آید یا از دست می گریزد…
.
.
چفدر توشته ی آغازینت زیباست…
[پاسخ]
تیر ۱۵م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۴۳
از بخت یاری ماست که آن چه می خواهیم یا به دست نمی آید یا از دست می گریزد…
.
.
چفدر توشته ی آغازینت زیباست…
[پاسخ]