کیه که واقعا بدونه شکست یعنی چی؟ و آدم کی، کجا و از چه کسی شکست می خوره؟
شکست این وازه ی وحشتناک و از اون وحشتناکتر ترس از شکست …
ترس از اتفاق نیفتاده. ترس از شکست نخورده. ترس از آینده…
ای کاش می شد همیشه در حال زندگی کرد، بدون ترس ها …
فاطمه جعفری
۱۷ مرداد ۱۳۹۰


مرداد ۱۸م, ۱۳۹۰ در ۲۲:۲۶
[پاسخ]
مرداد ۱۹م, ۱۳۹۰ در ۱۷:۲۴
دسلام خوبی آیا ؟
خوشی ؟
شکست مقدمه پیروزی و ازین حرفاست
راستی علی جون حالش چطوره
سلام برسون
[پاسخ]
مرداد ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۰۸
فکر میکنم زندگی بدون ترس معنا نداره و شاید همین بهش هیجان میده
………..
چه خوب اینروزا مینویسی
[پاسخ]
مرداد ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۷
سلام…. ودرود ….
[پاسخ]
مرداد ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۱۳:۲۶
من واقعا نمی دونم. یعنی یک کم خب من هم به اندازه ی تجربیات اندک زندگی اندکم می دونما. ولی کامل نه.
دادم عنان خویش به دست تو ای شکست
مگذار بشکنم به شکست تو ای شکست
درویش میرشکاک یه غزل داره که کلا توش با کست حرف میزنه.
[پاسخ]
مرداد ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۱۳:۲۶
من واقعا نمی دونم. یعنی یک کم خب من هم به اندازه ی تجربیات اندک زندگی اندکم می دونما. ولی کامل نه.
دادم عنان خویش به دست تو ای شکست
مگذار بشکنم به شکست تو ای شکست
درویش میرشکاک یه غزل داره که کلا توش با شکست حرف میزنه.
[پاسخ]
مرداد ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۱۳:۳۴
الآن این قسمت فوتوبلاگ کو کلا؟ یعنی محتویاتش؟
خانم جعفری دقت کردی هر بلاگری که میره تو فیس بوک وبلاگش مریض میشه؟ من نمی خوام هیچ وقت وبلاگم مریض شه. البته گاهی مریض میشه ولی امید به صحتش هست.
بعد اینکه شما اصلا میدونی حباب برگشته؟
اونم با یک همراه؟
http://www.hobab-o-mah.blogfa.com
هه! نمی دونم چرا اینجور شده این زیر. شاید صفحه کامل باز نشده. ولی این شکلکای متحرک زیر سرعتشون خیلی کم شده. همه شون به نحو ترسناکی اسلوموشن شدن. فرض کن صداشون هم بم شده :))
[پاسخ]
مرداد ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۲۹
شکست یعنی اشتباه
از کسانی شکست می خوریم که از آنها انتظار داریم
[پاسخ]
مرداد ۲۱م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۸
سلام
باید که از شکستها نهراسید
شاید مقدمه پیروزی باشد
[پاسخ]
مرداد ۲۲م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۵۲
سلام……
مرا شمشیر زد گیتی ترا مشت…..
نمیدونی چقدر خوشحالم که دوباره توفیق خوندن مطالبت بهم دست داد…..
اما واقعا منقلب شدم که چطور این همه تغییر آهنگ….
کویر از شما انرژی میگرفت….و میگیره…. و امید وارم خواهد گرفت…..
وحشت و ترس اگر باشه خدا کنه از ظلم کردن در حق دیگران باشه…..
کویر بهترین درود هاش و نثاربهاری ترین دوستانش ارزانی داشته و خواهد داشت….
در پناه حضرت دادار ….از شادی و شادمانی….سر شار یاشید
[پاسخ]
مرداد ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۰۱:۴۱
فاطمه چرا نمینویسی؟
[پاسخ]
مرداد ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۱۳
سلام عزیزم
خیلی سخته.. متاسفانه گذشته و آینده همیشه همراه ما هستن… اگه بتونیم از امروزمون حذفشون کنیم زندگی خیلی شیرین تر می شه.
[پاسخ]
مرداد ۲۹م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۵۰
[پاسخ]
شهریور ۱م, ۱۳۹۰ در ۱۶:۲۷
[پاسخ]
شهریور ۱م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۳۹
شکست بیشتر از سوی نوره چشمی هاست …آنانی که برای دفع در برابر شرشان سدی نبسته ای …
[پاسخ]
شهریور ۶م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۰۱
[پاسخ]
شهریور ۸م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۵
سلام …………
المیدوارم که حالتون خوب باشه….
[پاسخ]
شهریور ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۰۸:۲۶
شکسنها نامشان گاهی موفق نشدن است پس میشود موفق شد و شکستها را شکست داد!
[پاسخ]
شهریور ۱۶م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۵۳
بنویس رفیق
[پاسخ]
شهریور ۱۶م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۵
خوشحال شدم از “نو ” خوندنتون..
[پاسخ]
شهریور ۱۷م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۱۱
سلام عزیز
مگه چی شده ؟
[پاسخ]
شهریور ۲۱م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۰۲
سلام …
و باز هم نبودی …..
برگرد …..
آنانکه رفتنشان را تاب آوردم ….
تو نبودی ….
امیدورام که خوب باشی …
[پاسخ]
شهریور ۲۱م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۷
شکست همیشه هم وحشتناک نیست.گاهی آدما رو سر عقل میاره.گاهی آدما رو سر جاشون مینشونه
اینقدرا هم بد نیست
[پاسخ]